تاریخ انتشار: ۱۶:۲۳ - ۰۸ بهمن ۱۴۰۴
رویداد۲۴ گزارش می‌دهد؛

نگاهی به مستند شورش علیه سازندگی | گردش به راست و دوری از آرمان‌های انقلاب

نگاهی به مستند شورش علیه سازندگی

رویداد۲۴ | مازیار وکیلی- شاید فیلم، کتاب، زندگینامه و خاطرات زیادی از آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی منتشر شده باشد، اما آثار کمی هستند که مستقیماً به دوران ریاست جمهوری یکی از مهم‌ترین چهره‌های سیاسی بعد از انقلاب اسلامی پرداخته باشند. دولتی که شاید بتوان آن را مهم‌ترین دولت در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی دانست؛ دولتی با مسئولیتی بزرگ که قرار بود خرابی‌های پس از جنگ را ترمیم و به جامعه فرصت نفس کشیدن بدهد؛ دولتی که نام سازندگی را بر روی خودش گذاشت و رویا‌های بسیار زیادی در سر داشت_هرچند این رویا‌ها خیلی زود بر باد رفتند. هاشمی رفسنجانی که با شعار تعدیل اقتصادی و تلاش برای تغییر دست فرمان کشور، براساس نسخه‌های اقتصادی معتبر جهانی، به میدان اجرا پا گذاشته بود و مجبور شد از سیاست‌های خود عدول کند و به همان اقتصاد توزیعی (یا حداقل چیزی شبیه آن) برگردد تا تورم و دلار کنترل شود.

آیا هاشمی و دولتش شکست خورد؟ پاسخ به این سوال را می‌توان از جنبه‌های مختلفی بررسی کرد. هاشمی کاری بزرگ را شروع کرد که نیمه تمام ماند. زمینی که بعد‌ها هیچ کس جرئت نکرد به آن نزدیک شود. هدف هاشمی فراتر از یک جراحی اقتصادی ساده بود. هدف او این بود که ایران را جهانی کند، اما نتوانست و این نتوانستن نتایجی به دنبال داشت که ظاهراً هدف کارگردان مستند «شورش علیه سازندگی»، رسیدن به چرایی وقوع این نتایج بوده است.

تغییر دست فرمان یا عدول از آرمان‌های انقلاب


بیشتر بخوانید:

بابا را کشتند| بازخوانی ادعای خانواده هاشمی رفسنجانی درباره مرگ آیت‌الله

نقد و بررسی فیلم سینمایی یازده یازده | یک درام فلسفی با بازی فرزاد حسنی


جنگ که به پایان رسید، نظام جمهوری اسلامی آماده یک پوست اندازی درست و حسابی شد. اول از همه قانون اساسی تغییر کرد و پست مهم نخست وزیری حذف شد تا رییس جمهور که تا آن موقع یک مقام تشریفاتی بود، به دومین چهره سیاسی مهم کشور بعد از مقام رهبری تبدیل شود. حالا سوال این بود که چه کسی باید در این پست قرار بگیرد تا به جنگ مشکلات کشور برود. هاشمی رفسنجانی تنها گزینه محتمل بود؛ گزینه قطعی. کسی جز هاشمی رفسنجانی وجود نداشت که وارد این کارزار شود. 

نگاهی به مستند شورش علیه سازندگی

هاشمی رفسنجانی شد اولین رییس جمهور قدرتمند جمهوری اسلامی. کارش را با شتاب آغاز کرد. اقتصاد را آزاد کرد، رانت‌های دولتی را برداشت، سعی کرد صنایع اصلی و مادر کشور را که در دوران جنگ به اغما رفته بودند، احیا کند. در‌ها را بر روی اقتصاد ایران باز کرد، تا حد امکان با کشور‌های منطقه و قدرت‌های جهانی تنش زدایی کرد و به تولید شتاب بخشید. تیم اقتصادی دولتش جمعی از تکنوکرات‌های خارج رفته با محوریت محسن نوربخش بودند. لیبرال‌های اقتصادی که قرار بود کشور را از رکود خارج کنند و آن را به حرکت بیاندازند. اما... این، اما خیلی مسئله مهمی است. مهم‌ترین مسئله که چرا هاشمی نتوانست و شکست خورد.

هاشمی حساب تاب آوری جامعه را نکرده بود. این که آزادسازی قیمت‌ها توسعه را به دنبال دارد، اما تورم را هم همراه خود می‌آورد. حرکت به سمت یک بازار آزاد رقابتی تنها راه رسیدن به اقتصادی باثبات و پایدار بود. اما نیازمند جامعه‌ای بود که این سیاست‌های اصلاحی را تحمل کنند. اما جامعه ایران تحمل نکرد. تورم مقطعی که حاصل سیاست‌های آزادسازی است جامعه را بسیار عصبانی کرد. مردم خیلی زود خسته شدند و سیاست مداران چپ گرای باقی مانده از دوران نخست وزیری میرحسین موسوی اولین اعتراض خود را با عدم رای اعتماد به محسن نوربخش لیبرال به عنوان وزیر اقتصاد دولت دوم هاشمی رفسنجانی بروز دادند.

البته کمی قبل‌تر هم نشانه مهم دیگری بروز کرده بود. احمد توکلی به عنوان یکی از زعمای جناح راست با شعار‌های چپ‌گرایانه رقیب هاشمی در دوم انتخابات ریاست جمهوری او شد و رای خوبی آورد. اتفاق بزرگی، درست مثل سال نود و شش در مشهد اُفتاد. مردم به تنگ آمده علیه اقدام ظاهراً قانونی شهرداری دست به شورش زدند و این شورش خیلی زود ابعاد امنیتی گسترده‌ای پیدا کرد و تبدیل شد به اولین و مهم‌ترین اعتراض خیابانی به سیاست‌های حاکمیت. سال بعد شورش اسلامشهر رخ داد و همین کافی بود تا هاشمی ترمز را بکشد و با دست فرمان دوران جنگ اقتصاد را اداره کند تا خبری از التهابات اجتماعی نباشد. جامعه آرام شد، اما هاشمی مغموم و شکست خورده دولتش را تحویل وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی خودش داد که دور و بری‌هایش طرفدار یک جور سوسیال دموکراسی به سبک کشور‌های اسکاندیناوی بودند.

در خدمت و خیانت اکبر هاشمی رفسنجانی

مستند شورش علیه سازندگی را سازمان اوج ساخته که در حال حاضر نمی‌توان مدیرانش را با اکبر هاشمی رفسنجانی در یک جناح سیاسی قرار داد. مصطفی شوقی کارگردان این مستند تلاش کرده تا نگاه بی طرفانه‌ای به دوره ریاست هاشمی داشته باشد و با همه چهره‌های اصلی از جناح‌های سیاسی کشور گفت‌و‌گو کند. تمرکز مستندساز هم بیش از هر چیز بر روی سیاست‌های اقتصادی دولت سازندگی است و نتیجه‌گیری نهایی اثر هم بر اساس تحلیل همین سیاست‌ها اتفاق می‌اُفتد.

موافقان و مخالفان حرف‌های خود را می‌زنند، اما خب همانطور که میشد حدس زد، در نهایت فیلمساز به این نتیجه می‌رسد که نسخه بانک جهانی و موارد تایید شده علم اقتصاد به درد جامعه ایران نمی‌خورد.سوالی که مستندساز جواب نمی دهد این است که مگر محمود احمدی نژاد و مرحوم سیدابراهیم رئیسی مجبور نشدند از همین روش برای جدا کردن اقتصاد کشور از رکود و فساد استفاده کنند؟ اولی قیمت‌های حامل انرژی را آزاد کرد و دومی شروع کرد به جراحی اقتصادی.  ظاهراً کارگردان به این سوال توجهی ندارد. او نتیجه خودش را می‌گیرد و در نهایت می‌گوید اکبر هاشمی رفسنجانی اشتباه کرد اما از آلترناتیو هاشمی رفسنجانی که می توانست چیزی شبیه به کوبا و کره شمالی باشد حرفی نمی زند.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما